الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
329
الغدير ( فارسي )
يا همسايهء او بوده يا علاقه دامادى با او داشته و يا به خانه او ورود نموده و منزل گزيده يا با او ( بهر يك از دو معنى كه ذكر شد ) قرابت داشته ، با على عليه السّلام نيز چنان خواهد بود ؟ ! ! نه ، خدا ميداند كه چنين معانى را نميتوان پذيرفت حتى از افراد كم خرد و ضعيف العقل تا چه رسد از كسى كه عقل نخستين و انسان كامل و پيامبر دانا و خطيب موصوف به بلاغت باشد ؟ ! ! راستى تهمت پست و ناروائى است اگر اراده كردن چيزى از اين معانى به پيغمبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله نسبت داده شود و اگر چنين فرض كنيم كه يكى از اين معانى مراد بوده چه فضيلت و مزيتى براى امير المؤمنين عليه السلام در آن معنى بوده كه به او در قبال آن تهنيت و آفرين گفته شود ؟ ! و مورد اعجاب و تحسين قرار گيرد ؟ و سعد بن ابي وقاص در حديث خود ( 1 ) آن را بر شتران سرخ مو برترى دهد كه براى او باشند يا در نظر او از دنيا و ما فيها محبوبتر باشد و آرزو كند كه با داشتن آنمقام عمر نوح را دارا باشد . و اما منعم ( فرض ارادهء اين معنى ) نيز مورد ندارد ، زيرا هر كس كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بر او انعام و احسان كرده باشد ملازمه ندارد باينكه امير المؤمنين عليه السّلام نيز به او انعام نموده باشد ، بلكه خلاف اين معنى بديهى است ، مگر اينكه مراد اين باشد كه : هر كس پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بسبب دين و هدايت و تهذيب ( اخلاق ) و ارشاد و عزّت در دنيا و نجات در آخرت نسبت به او انعام فرموده علي عليه السّلام نيز به تمام اين امور به او انعام نمايد بعلَّت اينكه قايم مقام آن جناب و متحمّل وظايف از طرف او است ، و حافظ شرع او است ، و ابلاغ كننده دين او است و براى همين سمت و مقام او است كه خداى متعال دين ( اسلام ) را بسبب او ( و ولايت او ) كامل فرمود و نعمت خود را بسبب اين دعوت آشكار تمام فرمود ، در اين صورت اين همان معنى امامت و ولايتى است كه ما آن را ميجوئيم و مساوى با همان معنائى است كه ما در مقام اثبات آن ميباشيم و جز اين مقصودى نداريم ؟ ! و امّا معنى عقيد بديهى است كه مراد از اين كلمه معاقده و معاهده با بعض قبايل
--> ( 1 ) بصفحه 77 - 83 جلد اول مراجعه نمائيد .